محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

82

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

( و قد أصبحتم في زمن لا يزداد الخير فيه إلّا إدبارا و لا الشّرّ فيه إلّا إقبالا و لا الشّيطان في هلاك النّاس إلّا طمعا فهذا أوان قويت عدّته و عمّت مكيدته و أمكنت فريسته ) هر زمان يا جايى كه فساد در آن پخش گردد ، ستمديدگان در آن بىپناه و درمانده مىشوند و به ستمگران اعتماد مىشود . پس آن هنگام ، زمان و مكان از آن شيطان مىگردد و به خدا اقبالى نمىشود . روايت شده كه روزى ابن عباس اين آيه را خواند : « و به كسانى كه ستم كرده‌اند متمايل نشويد كه آتش [ دوزخ ] به شما مىرسد و در برابر خدا براى شما دوستانى نخواهد بود و سرانجام يارى نخواهيد شد . » « 1 » آن‌گاه گفت : اگر اين توصيف حال كسى باشد كه از او جز تأييد ستمكاران سر نمىزند ، پس واى بر كسى كه با آنان همنوا گردد و آنها را بستايد . » « 2 » از هنگامى كه انسان داراى هوشيارى و آگاهى گردد ، پاسخگو بودن همواره در پى اوست و بر او هجوم مىآورد و از انجام دادن يا ندادن كارها و از چرايى سكوت يا سخن گفتن ، پرسش مىكند . . . بنابراين با وجود بدكاران و سكوت در برابر آنها ، پليدى در جامعه زياد شده و پخش مىگردد . ( اضرب بطرفك حيث شئت من النّاس فهل تبصر إلّا فقيرا يكابد فقرا أو غنيّا بدّل نعمة اللّه كفرا أو بخيلا اتّخذ البخل بحقّ اللّه وفرا أو متمرّدا كأنّ بأذنه عن سمع المواعظ وقرا ) گويا پرسشگرى مىپرسد : چگونه پليدى بسيار شده و پخش مىگردد و مردم طعمه شيطان مىشوند ؟ و سپس امام عليه السّلام پاسخ مىدهد : بدى با تهيدستى

--> ( 1 ) . وَ لا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَ ما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِياءَ ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ هود / 11 : 113 . ( 2 ) . نك : تفسير طبرى : 12 / 126 و 127 ؛ تفسير ابن كثير : 2 / 462 ؛ فيض القدير : 1 / 441 و 4 / 132 ؛ حلية الاوليا : 158 / 2 ؛ تفسير قرطبى : 9 / 108 .